سلام
چند نکته:
(فصل 6 کتاب جنبشهای .... = پهلوان شریف)
دانشجویان گرامی هریک 20 صفحه را از یکی از دو کتاب انتخاب کرده و زیر همین مطلب، فصل و کتاب و اسم خوشان را در نظرات هرچه سریعتر ثبت کنند تا این تکلیف هم تا پایان ترم به نهایت برسد.
بارگیری کتاب مدیریت در دوره پست مدرن
بارگیری کتاب جنبشهای مدیریت عمومی جهانی
به نام خدا
بحث با این شروع می شود که اقتصاد جهانی با اقتصاد اطلاعاتی در تعارض نیست که البته جهانی شدن اقتصاد بواسطه ی زیر ساخت های اطلاعاتی رخ داده است. در این اقتصاد نیروی کار از اهیمت ویژه ای برخوردار است. نکته ی دیگر این است که در این اقتصاد دانش میان همه مبادله می شود و نمی شود آن را کنترل کرد.
جهانی شدن اطلاعات که زیربنای جهانی شدن اقتصاد می باشد بواسطه ی پیشرفت های تکنولوژیک رخ داده است.
یکی از محدودیت های جهانی شدن این است که تاثیر دولت ها در اقتصاد را نادیده می گیرد.
سپس بیان می کند که در آینده چند کشور از جمله ژاپن سردمدار بحث های اقتصادی جهان خواهند بود.
منابعی که توانایی رقابت در اقتصاد جهانی را بوجود می آورند عبارت اند از: ظرفیت تکنولوژیک، دسترسی به بازار بزرگ و تفاوت بین هزینه های تولید در محل تولید و هزینه های فروش در مقصد.
در این مقاله بیشتر جهانی شدن را جهانی شدن اقتصاد دانسته و به بررسی جنبه های مختلف آن پرداخته است.
به عقیده ی من یکی از علت هایی که می توان برای این گفته آنها که کدام کشور ها در آینده سردمدار بحث های اقتصادی هستند بیان کرد این است که این کار می تواند یک سیاست باشد که با این کار می توانیم کشور ها را ذیل سیطره ی خویش در آوریم علاوه بر اینکه از کمک آنها در بحث های اقتصادی هم استفاده خواهیم کرد.
یکی از ویژگی های این اقتصاد این است که هندسه ای متغیر دارد و به آمریکای شمالی و آسیا و اقیانوس آرام وابسته می باشد.
در نتیجه ی این شبکه ای شدن جوامع اجتماع آنها تغییر می کندو از جمله جماعت های دینی، هویت منطقه ای و قومیت و...تغییر می کند.
همزمان با جهانی شدن مصرف گرایی، اطلاعات و ارتباطات هم زیاد شده است. کالاهای مصرفی اصلی را محصولات فراجهانی تشکیل می دهند. بسیاری از ابزارها جهت افزایش مصرف گرایی بوجود امده اند و به تبع آن بانک ها هم محل جمع آوری هزینه ها خواهند شد. دولت ها هم از آنجا که می دانند نمی توانند تمرکز بر شرکت ها داشته باشند جلوی آنها را برای پیوستن به شبکه ی جهانی نمی گیرند.
به نظر می رسد که اصل بحث جهانی شدن باید همان بحث اقتصادی باشد که برای کمک گرفتن از دیگر کشور ها برای حل مسائل بحث جهانی شدن مطرح شده است و برای ترغیب به این کار بحث مصرف گرایی بوجود آمده که البته برای کالاهای تولید شده ی خویش هم بازار درست کنند.
خلاصه دوم
در هزار توهای نظم جهانی و دولت بی قدرت
در نگاهی کلی جهانی شدن معنای اقزایش روابط افراد گروههای اجتماعی نهادها دولتهای ملی و ... در جهان به اندازه ای که میان آنها وابستگی متقابل ایجاد کند و تراکم این روابط به حدی باشد که امکان تفکیک اجزا از یکدیگر وجود نداشته باشد. یعنی دارای سه مفهموم وابستگی متقابل تراکم و یکپارچگی باشد. با این تعریف در جهانی شدن روابط تک محوری دیگر وجود ندارد، همچنین با وجود تراکم پیچیدگی روابط بسیار بالا میرود. پیشینه تاریخی جهانی شدن را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:
1. دوره پیش صنعتی یعنی تا پیش از قرن هجدهم
2. دوره صنعتی یعنی از قرن هجدهم تا نیمه قرن بیستم
3. دوره پسا صنعتی یعنی از نیمه قرن بیستم تا امروز
فتح قاره ای جدید توسط فاتحان اسپانیایی، تاسیس شرکتهای سرمایه گذاری خارجی در سال 1602، فروپاشی امپراطوری ها و و استقلال کشور ها در قرن 18 و تشکیل کنفرانس برتون وودز در 1944 همه تشکیل نظامی جدید برای عالم را وعده میدادند.
جهانی شدن اشکال گوناگونی دارد:
1. جهانی شدن سیاسی یا تثبیت شکل دولت ملی
2. جهانش شدن اجتماعی یا تثبیت شکل شهر نشینی
3. جهانش شدن فرهنگی یا تثبیت شکل زندگی صنعتی و مصرف گرا
4. جهانی شدن اقتصادی یا تثبیت شکل بازار جهانی
بازیگران نظام جهانی به سه دسته تقسیم میشوند: دولت های ملی ، شرکت های چند ملیتی و اقتصاد های زیرزمینی که به اقتصادهایی گفته میشود که به هر دلیلی در آمار ها ثبت نشده است.
اما این جهانی شدن موجبات برخی مشکلات نیز شده است، نظیر فقر و نابرابری که موجب توزیع نابرابر ثروت در جهان و افزایش فاصله های طبقاتی گردیده است، عدم توازن در نظام مبادلات مالی نظیر کاهش فشار کسری در تراز مبادلات خارجی کشورها، و ... شده است. در تمامی این مشکلات خروج دولت از عرصه امور مالی موجب لجام گسیخختگی بسیار مخرب فساد در همه عرصه میشود بدون اینکه اثری مثبت داشته باشد. به همین دلیل یکی از مهمترین پیشنهادها افزایش اختیارات دولتی است، نظیر فراهم ساختن امکان باز و بسته کردن بازارهای داخلی برای دولتهای ملی است که میتوانند بدین ترتیب از هرج و مرج ناشی از ورود و خروج های بیرویه تا اندازه ای جلوگیری کنند. و یا سیاستهای کنترل سرمایه از طریق ابزارهای مالیاتی و غیرمالیاتی میتواند موثر باشد و نهایتا اصلاح نهادهای بین المللی مالی در عرصه جهانی.
در کتاب کاستلز می خوانیم که جریانهای جهانی سرمایه، کالا، خدمات، تکنولوژی، ارتباطات و... بطور فزاینده ای کنترل دولت را تضعیف کرده است. هر چند دولتها برای افزایش مشروعیت خود دست به تشکیل دولتهای محلی داده اند لکن این امر مردم را از دولت ملی و مرکزی دورتر کرده است.
نظیر دولت فدرال آمریکا که تا حد زیادی به بازارهای جهانی سرمایه و استقراض خارجی وابسته شده است. از طرف دیگر در عصر اطلاعات دولتها بازنده جنگ بر سر رسانه ها هستند چراکه هر تلاشی برای محدود ساختن آزادی رسانه ها هزینه های سنگینی در بر خواهد داشت چراکه شهروندان که شاید جندان هم در بند دقت در اخبار نباشند شدیدا از امتیاز دریافت اطلاعات از منابعی که تابع دولت نباشند دفاع میکنند.
یکی از مهمترین اثرات جهانی شدن ایجاد مادر همه جرائم یعنی پول شویی است. که بدون روشهای تطهیر پول اقتصاد جنایی نمیتوانست در جهانی یا سودآور شود. امروزه دولتها بدون در نظر گرفتن مافیای قدرت و ثروت نمیتوانند سیاستهای خود را پیاده کنند و باید با آنان به مذاکره بنشینند، رشوه تهدید و زدوبند سیاسی در دولتها معمول شده است.
نظام موازنه قدرت در جهان امروز بسیار پیچیده شده است چراکه قدرت بیشتر نظامی در داشتن اطلاعات بیشتر و فناوری پیشرفته تر است و فروختن و خریدن سلاحهای گوناگون توسط کشورهای گوناگون موجب شده استکه هیچ دولت ملی حتی ایالات متحده دیگر آزادی خاص خود را ندارد و یک محاسبه غلط ممکن است به یک انفجار جنگی جهانی منجر شود.
دولتهای ملی برای کسب قدرت خود در نظام جهانی کنونی تصمیم به ایجاد اتحادهای بزرگ و تشکیل ابر دولتها گرفته اند تا بتوانند از این طریق مشکلات خود را رفع کنند.
جهانی شدن و بازار های سرمایه
جهانی شدن عبارت است از افزایش روابط افراد، گروه های اجتماعی و... است. جهانی سازی بر سه مفهوم تاکید میکند. وابستگی متقابل، تراکم و یکپارچگی. وابستگی متقابل به ارتباطات چند سویه و تراکم به افزایش پیچیدگی در موقعیت های مختلف و یکپارچگی بر هویت کلی داشتن نظام جهانی دلالت دارند.
ریشه های تاریخ جهانی شدن
دوره پیش صنعتی تا پیش از قرن هجدهم
دوره صنعتی از قرن هجدهم تا نیمه قرن بیستم
دوره پسا صنعتی از نیمه قرن بیتم تا امروز
بازیگرن نظم جهانی
سه گروه دولت های ملی و شرکت های چند ملیتی و اقتصاد زیرزمینی. دولت های ملی تنها گروهی هستند که دو گروه دیگر مشروعیت خود را از آن گرفته اند. از مشکلات جدی نظام اقتصادی جهانی میتوان به عدم توازن در نظام مبادلات مالی و فقر و نابراربری اشاره کرد. برای بهبود این وضعیت روش های پیشنهادی عبارتند از 1- افزایش اختیارات دولت های ملی در ارتباط با حرکات سرمایه ای 2-ایجاد سیاست های کنترل سرمایه به طور عام و مدیریت بهتر بازار ها و بازیگران مالی به طور خاص 3- اصلاخ ریشه ای معماری کنونی نهاد های مالی بین المللی
بحران های مالی بین المللی و پیامد های آنه بر کشور های در حال توسعه
پیشینه بحران ها به نظام اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و گسترش سلطه سیاسی کشور های اروپای غربی با تکیه بر دستاورد های فناورانه و سیاسی آن برمیگردد. کشورهای اروپایی با استعمار بسیاری از کشورها را به خود وابسته کردند و این موجب شد تا بحران ها شکل جهانی به خود بگیرد.
بحران استقراضی؛ در طول دهه هفتاد بخش بانکی با توجه به حجم بزگ نقدینگی خود به سهولت به کشور های در حال توسعه قرض میداد و توجهی به قابلیت آن ها به پرداخت نداشت و نتیجه این کار برای کشورهای درحال توسعه سنگین شدن بار قروض و کاهش ارزش صادرات بود.
بحران نیمه 1990: علت اصلی این بحران از میان رفتن کنترل های مالی و پولی در سطوح ملی و بین المللی بود و خروج سرمایه هایی که به سرعت وارد نظام شکننده و ناقابل کشور های در حال توسعه شده بودند، تخریبی گسترده را به بار آوردند.
چشم انداز های خروج از بحران
واقعیت آن است که بحران های اقتصادی در نظام جهانی به موجودیتی ساختاری و پایدار بدل شده اند و تصور این که نظام جهانی که خود حاصل بیش از پنج قرن تحول مناسبات اقتصادی عمدتا لیبرالی بوده است از امروز به فردا قابل تغییر و یا حتی چرخشی اساسی باشد ، تصوری کاملا خام و غیر کاربردی است.
مطالبی که مطالعه شد شامل عناوین و مباحث ذیل می شود که به طور مختصر هریک از آن ها توضیح داده می شود:
الف) جهانی شدن و بازارهای سرمایه:
در این مقاله ابتدا تعریف جهانی شدن را مطرح می کند. بر اساس تعریفی که ارایه می شود سه مفهوم اساسی در این تعریف وجود داردکه عبارتند از: وابستگی، تراکم و یکپارچگی. بعد به توضیح هریک از این سه مفهوم اساسی تعریف می پردازد. در قسمت بعد بحث پیشینه ی تاریخی جهانی شدن و تقسیم بندی به سه دوره ی پیش صنعتی، صنعتی و فراصنعتی انجام می شود و در مورد هریک مطالبی را بیان می کنند که نتیجه ی اصلی بحث این می شود که در دوران فراصنعتی حرکت جهان با توجه به شرایطی که به وجود می آید به سمت جهانی شدن است.
یکی از مهم ترین بحث هایی که در این قسمت مطرح می شود بازیگران اصلی نظام جهانی است که می توان آن ها را در سه دسته طبقه بندی کرد که عبارتند از: دولت های ملی، شرکت های چند میلیتی و اقتصاد زیرزمینی.
در پایان این مقاله نیز بحث فقر و نابرابری که در جهان امروزه وجود دارد را مطرح می کند و نتیجه می گیرد که مدرنیته و به خصوص نهادهای مالی و پولی بین المللی مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در دستیابی به اهداف خود ناموفق بوده اند و می بایست خود را اصلاح کنند. این قسمت بیشتر با نقدهای لارسن به نظام های پولی و مالی بین المللی و پیشنهاداتی که برای اصلاح آن ها می دهد پیگیری می شود.
ب) بحران های مالی بین المللی و پیامدهای آن ها بر کشورهای در حال توسعه:
در این قسمت بحث بحران های بین المللی و آسیب های نظام اقتصادی مدرن بررسی می شود. تاکید این است که سیستم اقتصادی غرب بحران زا است. و مرتب این نظام اقتصادی با بحران دست و پنجه نرم می کند. در این قسمت بحران ها را تقسیم بندی می کند و یک نوع بحران را این می داند که کشورهای توسعه نیافته و کشورهای در حال توسعه که بحران استقراضی نامیده می شود. در این مقاله در انتها چشم اندازهایی برای خروج از بحران ارایه می دهد.
به طور خلاصه می توان گفت که این بخش بیشتر تاکید بر این دارد که نظام اقتصادی غرب دارای بحران های بسیاری است. نظام غربی تا الان به طور موقت توانسته است بحران ها را خنثی کند ولی نمی توان از این چشم پوشی کرد که ذات نظام اقتصادی غرب بحران زا است.
ج) دولت بی قدرت
در این قسمت بیان می دارد که جریان های جهانی سرمایه، کالا، تکنولوژی، ارتباطات به طور فزاینده ای کنترل دولت بر زمان و مکان را تضعیف کرده اند. این رویکرد به گونه ای است که جهانی سازی باعث این شده است که دولت تضعیف بشود و شرکت های چند ملیتی که فرادولتی هستند قدرت بیشتری بگیرند. در این قسمت همچنین اشاره به ناکارآمدی دولت ها در بحران ها می کند و آمارها و ارقامی را ارایه می دهد.
د) دولت ها
در این بخش یک تقسیم بندی در مورد دولت انجام می دهد و دولت ها در دو دسته طبقه بندی می کند: دولت یغماگر و دولت توسعه گرا. در این قسمت به طور مختصر هریک از این دو نوع دولت را با ارایه ی مثال هایی توضیح می دهد.
در مورد دولت یغما گر، مثالی که کتاب مطرح می کند دولت زئیر است. دولت های توسعه گرا مثال هایی مانند ژاپن، کره و تایوان را بررسی می کند. و در آخر هم نمونه های میانی مانند هندوستان، برزیل را بررسی می کند. بحث کلی این قسمت در مورد ساختارهای این دولت ها است.
بسم الله الرحمن الرحیم
محمدعلی صادقی کیا[1]
ابتدا تعریفی از جهانی شدن بیان می کند و آن را افزایش روابط، گروه های اجتماعی، نهادها، دولت های ملی و... در جهان به اندازه ای که میان آنها وابستگی متقابل ایجاد کند و تراکم این روابط به حدی باشد که امکان تفکیک اجزا از یکدیگر وجود نداشته باشد و در نتیجه نوعی یکپارچگی ایجاد شود. سپس پیامد این تراکم را پیچیدگی ای می داند که قبلا اگر مشکلی با راه حلی ساده حل می شد اکنون دیگر این اتفاق رخ نخواهد داد و مشکلات به راه حل های جدید نیاز خواهند داشت و از طرفی باید سعی کنیم که با پیش بینی کردن موقعیت ها کنترل خویش را بر آنها بیشتر کنیم.
تاریخی برای جهانی شدن متصور است و آن را به دوره های پیش صنعتی، صنعتی و پسا صنعتی ربط می دهد.
شرکت های سرمایه گذاری را در شکل دادن به بازارهای جهانی مرتبط می داند و سپس به بیان چگونگی شکل گیری صندوق سرمایه و بازار جهانی پول می پردازد.
از دیگر چیزهایی که به شکل گیری فرآیند جهانی شدن کمک کرده است یکی کاهش تمرکز دولت ها بر مبادلات مالی پولی بوده است و دیگری گسترش قدرت های مالی اتحادهای بین المللی.
سپس 4 شکل برای جهانی شدن بیان می کند؛ جهانی شدن سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که در هرکدام بیان می کند که چه اتفاقی باعث پیدایش مساله جهانی شدن شده است. سپس بازیگران دیگر جهانی شدن مثل فقر و نابرابریف عدم توازن در نظام مبادلات مالی و...را ذکر می کند.
برای مواجهه و حل مسائل جهانی شدن چند راهکار ارائه می کند که به ترتیب عبارتند از؛ افزایش اختیارات دولت ملی، ایجاد سیاست های کنترل سرمایه و اصلاح ریشه ای معماری کنونی نهاد های مالی بین المللی سپس به بیان هر کدام می پردازد.
عقیده این مقاله این است که جهانی شدن فقط در بعد اقتصادی رخ داده است.
در دیگر مقاله بحران هایی را که به شکل گیری جهانی شدن کمک کرده است بیان کرده و از جمله آنها وابستگی کشور های فقیر به اقتصاد دیگر کشور ها و استقراض از آنها می باشد.
در واقع پیدایش صندوق بین المللی پول هم پیشنهاد برتون وودز برای حل این مشکلات بوده است.
برای خروج از بحران بیان شده 11 مورد بیان می کند که از جمله ی آنها تقویت ساختارهای سیاست دموکراتیک، احترام به تنوع فرهنگی می باشد.
دولتی که جهانی شده باشد دیگر دولتی نیست که قدرت داشته باشد بلکه فناوری اطلاعات قدرت آن را کاسته است. جهانی شده رفاه ملی را هم کاهش می دهد. البته این طور هم نیست که هیچ دولتی بر رسانه ها اختیار نداشته باشد.
در واقع بیانگر این است که دولت ملی ای شکل گرفته است که همه در آن سهیم هستند و به تبع آن مشکلات جهانی هم پیدا شده که همانطور که بیان شد باید به فکر راه حل های درخور آن باشیم.
به عبارت دیگر دولت ابر ملی تشکیل شده است که بیانگر منافع جمعی اعضای تشکیل دهنده ی آن است.
دولت مداری به جای اینکه بداند که چطور باید با تکنولوژی اطلاعاتی جدید برخورد کند باعث شد که خودش هم فرو بپاشد. هنوز هم رقابت های ملی تابع سیاست های ملی است و رقابت های اقتصادی هم برای شرکت های چند ملیتی هم تابع اقتصاد محلی است.
درمقاله ی دیگر نقش دولت ها در شکل گیری جهانی شدن را بررسی کرده است. دولتی مثل ژاپن که برگ برنده ی آنها بحث های اقتصادی بوده است.
به عقیده این مقاله اهمیت شبکه های بیرونی در پیوند دادن دولت ها از شبکه های درونی بیشتر است.